نسل سوم - مطالب ابر جریان انحرافی
نسل حامی گفتمان انقلاب اسلامی

مهندسی معکوس «موج سوم دموکراسی» در دولت دهم

تاریخ:سه شنبه 31 اردیبهشت 1392-06:07 ب.ظ



 بازی‌سه‌گانه'ریچارد فرای'باهاشمی،خاتمی‌واحمدی‌نژاد

«ریچارد فرای» (بزرگ‌ترین جاسوس زنده خاورمیانه) مکاتبات خود با محمود احمدی‌نژاد را از شهریور 1386 آغاز کرد و روز شنبه 6 بهمن 1386 رئیس‌جمهور از وی در جشنواره فارابی به دلیل کوشش‌هایش تجلیل نمود. روابط این تئوریسین «مکتب ایرانی» و جاسوس CIA با احمدی‌نژاد به جایی رسید که رئیس دولت دهم در نامه‌ای خصوصی، منتقدان «ریچارد فرای» را «دشمنان انسانیت» نامید و در برابر درخواست فرای برای اهدای یک «قبر» در اصفهان، به او یک «قصر» سنتی هدیه داد! «ریچارد فرای» نخستین کانون مشترک ارتباط جریان فتنه با حلقه انحرافی به شمار می‌رود. رواج «ضد گفتمان‌ مکتب ایرانی» توسط احمدی‌نژاد و مشایی از ایده‌های این جاسوس CIA است که به ایدئولوژی حلقه انحرافی تبدیل شد.
 



از عجایب روزگار همین است که کسی را که سالها به عنوان الگوی استکبارسیتزی می ستایم امروز اورا متهم به جاسوسی می کنیم. البته شاید هم زیاد به عجیب نرسد! در کلکسیونی از انواع اتهامات مانند فراماسونر، بهایی ، فساد اقتصادی، رمالی و جن گیری و... همین یک مورد کم بود که به لطف دوستان جاسوس شناس به این کلکسیون اضافه شد.  اما چرا؟

 

چند روز پیش در جلسه انتخاباتی یکی از کاندیداهای شورای شهرمون شرکت کردم . در آن جلسه یکی از اساتید دانشگاهی خطاب به کاندیدا گفت: در کتاب « موج سوم دموکراسی» گفته شده است که یکی از روش های رسیدن به قدرت در سیستم های دموکراسی نقد و تخریب جریان حاکم بوسیله سیاه نمایی و بزرگنمایی ضعف ها و کاستی هاست و شماهم باید همین کار را انجام دهید».

مطمئن هستم نام این کتاب را شنیده اید. کتابی که یکی از مرجع های انقلاب های مخملی در دنیاست و روش های آن در چندیدن کشور اجرا شده علی الخصوص ایران.  در سال 76 جراین چپ با سوء استفاده از شرایط نابه سامان اقتصادی و فضای بسته سیاسی حاکم بر کشور توانست پیروز انتخابات شود ( اگرچه بعد مشخص شد که در آن سال دعوایی در کار نبوده و تنها یک جنگ زرگری برای روی کار آوردن دولتی همساز با دولت قبلی بوده است) . در سال 84 نیز با رو شدن ماهیت واقعی جریان چپ و عیان شدن همبستگی آنان با جریان کارگزاران  مردم رغبتی به آنان نشان ندادند و در نهایت جریان عدالتخواه پیروز انتخابات شد. همین شکست باعث شد تا جریان چپ برای رسیدن به قدرت دست به دامان روش های انقلاب مخملی و طرحان آن شود. شیوه سیاه نمایی و بزرگنمایی نقط ضعف در طول چهار سال منهای به انتخابات 88 در دستور کار این جریان قرار گرفت و در ماه های پایانی دولت نهم به اوج خود رسید. طرح مسائلی مانند فساد اقتصادی ، خرافات مذهبی، ضعف سیاست خارجی، عدم توان اداره کشور، دروغگویی، وضعیت اقتصادی نا به سامان و ده ها اتهام و موارد دیگر از سیاه نمایی ها از جمله این اقدامات بود.

البته این سیاست نتوانست راه به جایی ببرد چراکه مردم نمی توانستند عینیت این اتهامات و سیاه نمایی ها را در جامعه ببینند و در نهایت با روشنگری هایی ( به تعبیر کیهان )که دکتر احمدی نژاد در آن مناظره انتخاباتی انجام دا د تیر خلاص را به پیکر جریان چپ وارد ساخت.

در حالی که شکست قطعی جریان چپ در روزهای پایانی تبلیغات مشخص بود  رهبر جریان شکست خورده در فکر آینده بود. او با ارسال نامه ای به رهبری تخمی را در فضای سیاسی کشور کاشت که پس از چندی تبدیل به درخت تنوری به نام « جریان انحرافی» شد. پس ار انتخابات و پیروزی دکتر احمدی نژاد و شروع اغتشاشات جریان چپ اقای هاشمی هیج وقت خود را مستقیما درگیر فتنه 88 نکرد. البته حمایت های پشت پرده به طور کامل انجام می شد اما هیچگاه به طور مستقیم وارد بحث فتنه نشد. اما در عوض در طول این چهار سال با سازماندهی و هدایت جریان های فکری قصد عینیت بخشیدن به سیاه نمایی های مطرح شده در سال 88 را داشت.  پس از 9 دی 88 جریان چپ چراغ های خود را خاموش کرد و به نوعی از صحنه سیاسی کشور موقتا خارج شد.

با خروج جریان چپ از رقابت سیاسی و خالی شدن عرصه ، جریان راستگرا به سمت انتقاد درون گفتمانی پیش رفت که البته این روند با زمینه سازی های سایت هاشمی رفسنجانی و دیگر رسانه های جریان چپ تبدیل به تخریب کامل دولت شد. در حقیقت  رقابت درون جناحی بین اصولگرایان موجی جدید از طرح «موج سوم دموکراسی» در فضای سیاسی  ایجاد شد . علاوه بر این افشاگری های رئیس جمهور از فساد اقتصادی در بین جریان راست راهم باید دیگر علت همراهی برخی سیاسیون حامی دیروز دکتر در تخریب دولت دانست. « بگم بگم » های احمدی نژاد همیشه مشکل بزرگی سر راه مفسدین پنهان این مرزو بوم بوده است و بهترین را ه مبارزه باآن همراهی با  فرضیه « جریان انحرافی» هاشمی رفسنجانی ست  ( مانند کسانی که « بگم بگم » های دیروز احمدی نژاد را روشنگری می نامند ولی امروز نام آن به خلاف شرع تبدیل شده).

 
در جمهوری اسلامی ایران رسیدن به قدرت اصل نیست بلکه انجام مسئولیت و وظیفه و خدمت به مردم اصل است و بر این اساس نامزدهای انتخاباتی باید توانایی‌های خود را معرفی کنند و دیگران را تخریب نکنند و از «بگم بگم‌هایی»‌ که به عنوان حربه‌ای برای تخریب رقبا بر سر زبان‌ها افتاده و البته خلاف اخلاق، قانون و شرع است، پرهیز کنند.
 

 البته بخش دیگری از اصولگرایانی که موافق با نظریات دولت هستند  با کوبیدن طبل جریان انحرافی سعی در تبرئه خود از برخی از اتهاماتیست که این روزها به نظریات دولت زده می شود فرار کنند و تمام مشکلات را برگردن این جریان بیاندازند و کل جریان اصولگرایی از مذمت جریان چپ معاف کنند ، در حقیقت اینان با قربانی جریان انحرافی سعی در بقای  سیاسی دارند.( مانند مناظره خباز و زاکانی در برنامه « دیروز امروز  فردا» که در حالی که خباز شرایط اقتصادی مملکت را مایه هشت سال حاکمیت اصولگرایان می داند ،زاکانی در جواب انگشت اتهام را به سوی جریان انحرافی می گیرد و در تخریب دولت با خباز همنوا می شود).

تخریب دولت توسط اصولگرایان به هر دلیلی که باشد تنها یک دستاوررد داشت و آن هم فراهم شدن زمینه های بازگشت به قدرت چپگرایان. امروز هاشمی رفسنجانی ثمره نامه چهار سال پیش خود را به عینه می بیند وقتی که میوه درخت « جریان انحرافی» امروز شده است حکم ناجی بودنش برای مردم.

 







انحرافی ها 1

تاریخ:یکشنبه 13 شهریور 1390-03:42 ق.ظ

اول از همه خواهش می کنم منو جزء جریان انحرافی ندونید ،به خدا من یه جوون شهرستانیم که حداقل 1000 کیلومتر با تهران فاصله دارم، اسفندیار رو هم تا حالا ندیدم.

فقط می خوام حرف هایی رو که توی دلمه بگم...

آخه دلم پره... دلم از این بازیه سیاسی پره... یه بازی که مملکت رو بهم ریخته. یه بازی به اسم جریان انحرافی....

بازی از اونجا شروع شد که عالم وآدم تو مجلس و شورا و خیابون شعار می دادند:"موسوی و خاتمی اعدام باید گردند".خلاصه همه از دستشون عاصی شده بودند... مخصوصا از حامی پشت پردشون و پسرش... جو سنگینی برای فتنه گران بود. مردم مرتب شعار محاکمه اونارو توسط قوه قضاییه سر می دادند. رییس قوه قضاییه هم مرتب مصاحبه می کرد و قول محاکمه سران فتنه رو می داد.بعضی ها سکوتشون رو شکستند و علیه سران فتنه موضع گیری کردند اما بعضی ها همچنان خواب بودند. اما نه خواب خواب...

اما می دونم چطوری شد که یه خطر بزرگ از زیر پامون سبز شد.خطری که انقلاب و اسلام و آرمان های امام ....رو تهدید میکرد... اسمشم بود:"جریان انحرافی".

اصلا قصد تایید جریان انحرافی رو ندارم.فقط می خوام بگم این جریان انحرافی چه برکات و چه بلایایی سر ما نازل کرده...

اولین برکت جریان انحرافی برای  سر سران فتنه و حامیان پشت پرده و جلوی پرده اونها بود.به برکت این جریان همشون قسر (نمی دونم درست نوشتم یا نه) در رفتند.کی دیگه حالا وقت داره دنبال اونا باشه.فعلا همه سرگرم مصاحبه و فحاشی علیه جریان انحرافی هستند.فرصت سر خاروندن هم ندارند چه برسه به در افتادن با حامیان  پشت پرده! سران فتنه.

قوه قضاییه هم  زحمت کشید و چهارتا از جوونای کف خیابونی رو مجازات کنه و به برکت جریان انحرافی از زیر بار فشار مردم برای محاکمه سران فتنه و حامی پشت پرده! (ازاین حامی پشت پرده غافل نشید! حالا ...)   در بیاد و خلاصه   یه نفس راحت بکشه.

از دیگه برکات جریان انحرافی اینکه اون عده ای که خواب خواب بودند بیدار شدندو حالا چپ و راست مصاحبه می کنند و مردم رو از زیان های جریان انحرافی آگاه می کنند. خلاصه فکشون حسابی گرم شده و تلافی چند ماه سکوت خودشون رو در آوردن.اونم چه جوری!!!!

بعضی ها هم که کم کم داشت حرفاشون تکراری می شد حالا یه سوژه توپ گیرشون اومد که دیگه بالای منبر و پایین منبر دست خالی نمونن. بضی ها هم (بگذریم که بعضی ها از هول حلیم توی دیگ افتادند و از دادن هر جور فحشی و حرف زشتی اونم تو مجلس عزای امام حسین (ع) کوتاهی نکردند.....متاسفانه....)... تا بعد...

 

 



دنبالک ها: بررسی جریان انحرافی در سایت آیت الله هاشمی رفسنجاتی 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic